محاق توقیف

«اندیشه ی نو» ماهنامه ای که به محاق توقیف رفت و از تیر سنگدل تعطیلی جان سالم به در نبرد.

راهِ تبلیغ دین از مدارس می گذرد

به نام آفریدگار توانا

1- یکی از راهبردها و سیاست های اصولی گردانندگان نشریه، بیان امور دینی و مذهبی است تا بر اساس ادله ی محکم و براهین عقلی و منطقی به تبیین و تبلیغ برخی از مسائل دینی بپردازیم و صفحات نشریه مجالی باشد برای قلم زنیِ صاحبان اندیشه و قلم در راه شناساندن دین مبین اسلام. شکر خدا، بسیج دانش آموزی در این راه مشوق و حامی قابل اطمینان و قابل اتکای ما بوده و خواهد بود.

یکی از رسالت های معلمان عزیز در کنار آموزشِ آینده سازانِ ایرانِ اسلامی، پرورش آن هاست و چه پرورشی بهتر و بالاتر از پرورش دینی آنان؟ و چه افتخاری برای یک معلم بزرگ تر از این که شاگردانی مؤمن و متدین و معتقد تربیت کند؟ در اینجا یادی کنم از آقای اسداله ابوالحسنی – مدیر دوران دبیرستان بنده ی حقیر – که در دبیرستان شبانه روزی شهید رجایی آوج کاری کرده بود کارستان. با ابزار و روش های مختلف موفق شده بود، بیش از نیمی از دانش آموزان را نماز شب خوان کند و بقیه نیز در امور دینی بسیار آگاه و راسخ شده بودند. تمام معلمان و مدیران ما باید همچون او باشند و همه ی مدارس ما باید مهد تربیت اسلامی و قرآنی باشند.

مسیحیت با یک جمله رواج پیدا کرد، این که؛ «مسیح چون همه ی شما مردمان را دوست داشت، به خاطر شما کشته شد تا بار عذاب گناهان شما را بر دوش کشد.» با همین تعبیر و تفسیر از حضرت مسیح (ع)، مسیحیان توانستند مردمان بسیاری از کشورهای آفریقایی و آمریکایی را به سوی مسیحیت گسیل دارند. آیا ما از این نمونه ها کم داریم؟ آیا ما ائمه ی اطهار علیهم السلام را نداریم که برای هدایت مردمان جانفشانی کرده اند؟ اگر بتوانیم به درستی امام حسین (ع) را به جهانیان بشناسانیم، اگر بتوانیم فلسفه ی قیام وشهادت امام حسین (ع) را برای دیگران تبیین و تبلیغ کنیم، آیا در آن صورت مردمان دنیا فوج فوج به سوی دین کامل اسلام روی نخواهند آورد؟ مطمئن باشیم اگر بتوانیم شمه ای از رفتار و کردار پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمه ی اطهار (ع) را به صورت عملی و با کاربرد رسانه ها و تکنولوژی روز دنیا تبلیغ کنیم به عینه شاهد تعبیر آیه ی مبارکه ی؛ «وَ رَأَیتَ النّاسَ یَدخُلونَ فی دینِ اللّهِ اَفواجاً» خواهیم بود. شرط اول قدم آن است که خود از شناخت کافی برخوردار بوده و از ظواهر دینی به کنه آن رسیده باشیم و سعی بر آن داریم تبلیغ و تربیت دینی را از بچه های خود و از مدارس آغاز کنیم.

2- یکی از دغدغه های اعضای تحریریه ی نشریه، عدم توالی و تداوم مناسب چاپ نشریه در موعد مقرر بوده و هست. از اولین شماره ی نشریه، دو مشکل اساسی همراه نشریه بوده است؛ یکی کمبود منابع و مطالب و عدم استقبال صاحبان قلم بوده، به طوری که مجبور بودیم بسیاری از مطالب خود را از دیگر منابع اطلاعاتی و تحقیقی عاریه بگیریم. دومین مشکل، مسأله ی منبع مالی و هزینه ی چاپ و نشر جریده بوده است که کماکان باعث گردیده در چاپ آن وقفه هایی ایجاد شود. سال قبل با استفاده از منبع مالی مدرسه ی همت زینت و با حمایت خیّر مدرسه به چاپ نشریه می پرداختیم. امسال که تصمیم گرفتیم، نشریه را از یک مدرسه به محیط منطقه بیاوریم و مخاطبان آن را از طیف خاص دانش آموزان به معلمان و دانش آموزان گسترش دهیم و کیفیت آن را به شکل مجلد و با جلد رنگی و کمیت آن را به بیست صفحه ارتقاء بخشیم، مشکل کمبود مالی بیشتر خودنمایی کرد. طرح حمایت دبیرستان های شبانه روزی که می رفت به سرانجام برسد، در نهایت ابتر ماند؛ ولی خوشبختانه بسیج دانش آموزی منطقه، در هنگامه ی نیاز و با پیگیری های خانم شمسعلی، از این حرکت نوین و نوپا بهنگام حمایت کرد تا مفتخر باشیم در زیر سایه ی حمایتی بسیج، تریبون ارگان بسیج دانش آموزی منطقه گردیم.

از آنجا که چاپ نشریه از نظر زمانی دچار تغییر و تحول می شود و علیرغم میل خود برای چاپ ماهانه ی آن، نمی توانیم سر موعد بدین امر مبادرت ورزیم، علی هذا بسیاری از اخبار، ارزش خبری خود را از دست می دهند و مشمول مرور زمان می گردند، بنابراین سعی بر آن داریم بیشتر از مطالب و مقالات تحقیقی و پژوهشی بهره ببریم و در کنار آن به تحلیل اهم اخبار آموزش و پرورش و بسیج دانش آموزان و فرهنگیان بپردازیم. بی گمان در این راه نیازمند همکاری ها و رهنمودهای شما خوانندگان عزیز و توانا هستیم.

 

 t         اسماعیل خدایاری

خاطرات دفاع مقدس

احترام به پدر

نزدیک عملیات بود و موهای سرم بلند شده بود. باید کوتاهش می کردم. مانده بودم معطل تو آن برهوت که جز خودمان کسی نسیت، سلمانی از کجا پیدا کنم. تا اینکه خبردار شدم که یکی از پیرمردهای گردان یک ماشین سلمانی دارد و صلواتی موها را اصلاح می کند. رفتم سراغش. دیدم کسی زیر دستش نیست. طمع کردم و جلدی با چرب زبانی قربان صدقه اش رفتم و نشستم زیر دستش. اما کاش نمی نشستم. چشمتان روز بد نبیند. با هر حرکت ماشین بی اختیار از زور درد از جا می پریدم. ماشین نگو تراکتور بگو! به جای بریدن موها، غلفتی از ریشه و پیاز
 می کندشان! از بار چهارم، هر بار که از جا می پریدم با چشمان پر از اشک سلام
 می کردم. پیرمرد دو سه بار جواب سلامم را داد. اما بار آخر کفری شد و گفت: «تو چت شده سلام می کنی؟ یک بار سلام می کنند.» گفتم: «راستش به پدرم سلام می کنم.» پیرمرد دست از کار کشید و با حیرت گفت: «چی؟ به پدرت سلام
 می کنی؟ کو پدرت؟» اشک چشمانم را گرفتم و گفتم: «هر بار که شما با ماشینتان موهایم را می کنید پدرم جلوی چشمم می آد و من به احترام بزرگتر بودنش سلام می کنم!» پیرمرد اولی چیزی نگفت. اما بعد، پس گردنی جانانه ای خرجم کرد و گفت: «بشکنه این دست که نمک نداره.» مجبوری نشستم و سیصد، چهارصد بار دیگر به آقا جانم سلام کردم تا کارم تمام شد!

بر گرفته از کتاب رفاقت به سبک تانک نوشته ی داود امیریان

بسیج دانش آموزی

بسیج دانش آموزی، یک نهاد آموزشی است که با برنامه های مدون و ایجاد پایگاه های علمی سعی دارد گام موثری در ارتقای  توان علمی  دانش آموزان  داشته باشد. بسیج، عبارت است از مجموعه ای که در آن، پاکترین انسانها، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور در راه اهداف عالی این ملت و برای کمال رساندن و به خوشبختی رساندن این کشور، جمع شده اند. بسیج عبارت است  از تشکیلاتی که در آن،  افراد متفرق و تنها، به یک مجموعه عظیم و منسجم، به یک مجموعه آگاه، متعهد،  بصیر و بینای به مسائل کشور و به نیاز ملت، تبدیل می شوند؛  مجموعه ای که دشمن را بیمناک، و دوستان را امیدوار و خاطر جمع می کند . معنای بسیج این است.

بسیج در حقیقت، مظهر  یک  وحدت مقدس،  میان افراد ملت است.  همه  میدان هائی که بسیج  در آن حضور پیدا کرده است،  میدان هائی ملی است؛  میدان های مربوط به همه ی ملت است، هیچ وقت کشور، از یک مجموعه ی عظیمی که از بهترین  فرزندان کشور و  با این خصوصیات تشکیل شده است، بی نیاز نیست.  بسیج در واقع،  مظهر عشق و ایمان و آگاهی و  مجاهدت و آمادگی کامل، برای  سربلندکردن کشور و ملت است. امروز سازماندهی بسیج در سراسر کشور، بسیار وسیع است؛ اما این سازماندهی، یقینا  از این گسترده تر خواهد شد، و با یک  دید وسیع که نگاه کنیم، همه ی انسان هائی که این خصوصیات را دارند،  در واقع جزء بسیجند.  درحقیقت همه ی انسان های مومن، آگاه، بصیر، عاشق، متعهد، علاقه مند و آماده به کار،  در هر میدانی از میدان ها هستند که برای ملت مفید است، جزو بسیجند.

لذا بسیج، یک نام مقدس است. همه آحاد ملت،  بخصوص اعضای بسیج، بسیج دانش آموزی، دانشجوئی، کارگری،صنفی و  عشایری، یگان های گوناگون بسیج و کسانی که جزو سازمان بسیج نیستند و در واقع جزو بسیجند، همه و همه در پای انجام تکلیف، حاضر و آماده باشند، خودشان را برای دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی آماده کنند.  دفاع هم همیشه، با آلات قهریه نیست، با مشت نیست،  با تفنگ  نیست،  گاهی دفاع با فهمیدن است. گاهی دفاع  از حقیقت،  با حضور در جائی است.  شاید یکی از بزرگترین خدماتی که انقلاب به ملت ایران کرد، این بود که ذهن ها را باز کرد، ذهن ها را سیاسی کرد، چشم ها را باز کرد، و همه را با مسائل کشور آشنا کرد. این آشنائی، این بصیرت، باید روز به روز بیشتر و زیادتر بشود. اگر این بشود، دشمن هیچ کاری نمی تواند انجام بدهد.

مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)، سال گذشته طی دیداری با اعضای ستاد یادواره های شهید فهمیده، ضمن تجلیل از شهید فهمیده بعنوان یكی از اسطوره های به یاد ماندنی در تاریخ ملت ایران فرمودند:

 "نوجوانی دوره ای است كه برای رقم زدن آینده هر فرد نقش حساس و تعیین كننده ای دارد و كسانی كه به این رشد معنوی، علمی و فكری و كارآیی و قوت جسمی برسند، آینده درخشانی را برای خود تضمین خواهند كرد.  بنابراین پرداختن به كار تعلیم و تربیت این قشر از جامعه و بالاخص مسئله بسیج كه یك امر همه جانبه مادی و معنوی محسوب می شود حائز اهمیت بسیار است و جوانان و نوجوانان ما در لباس بسیج از ارزش ها و شخصیت و جوهره وجودی خویش مردانه دفاع می كنند."                                                           منبع:     AVINY.COM

مسابقات ورزشی بانوان فرهنگی خرمدشت

نسرین رحمانی * : بانوان فرهنگي خرمدشت به مناسبت هفته ی تربیت بدنی یک دوره مسابقات واليبال و تنيس روي ميز برگزار کردند.

اين مسابقات با شعار توسعه ی ورزش، نشاط و شادابي در دبیرستان دخترانه ی الزهرا و سالن امام علی (ع) خرمدشت در آخرین هفته ی آبان ماه برگزار شد و در پایان فریبا رحمنی از مدرسه ابتدایی خدیجه کبری(س) و صفورا رحمانی از دبیرستان شبانه روزی الزهرا به ترتیب عناوین قهرمانی و نایب قهرمانی را در
 رشته ی تنیس روی میز کسب کردند و افسانه رحمانی و فاطمه رحمانی نیز مشترکاً سوم شدند. در رشته ی واليبال نیز بیست و چهار نفر از بانوان فرهنگي در قالب چهار تيم شرکت کرده بودند که تیم متشکل از  نسرین رحمانی  از فاطمیه رادکان، فرشته بابایی از  مدرسه ابتدایی شهید غفوری، وحیده رحمانی، زهرا رحمنی، لیلا رحمنی و فریبا رحمنی از مدرسه ابتدایی خدیجه کبری به قهرمانی رسید.

ذبیح اله رحمانی رئیس اداره ی آموزش و پرورش منطقه در مراسم اختتامیه از نفرات برتر تقدیر به عمل آورد.

به گفته ی یوسف هادیها مسئول تربیت بدنی آموزش و پرورش منطقه که مسئولیت برگزاری این مسابقات را بر عهده داشت، نفرات برتر به مرحله ی استانی معرفی خواهند شد.                                      *  سرگروه تربیت بدنی منطقه ی خرمدشت

برگزاری مراسم سوگواری در مدارس منطقه

هم زمان با ایام سوگواری اباعبداله الحسین (ع) و یاران شهید ایشان، در بسیاری از مدارس منطقه ی خرمدشت همچون تمام نقاط میهن اسلامی مراسم سینه زنی و عزاداری برگزار گردید.

در مدرسه ی راهنمایی نبوت جهان آباد در روز دوشنبه یک روز قبل از تاسوعای حسینی، مراسم باشکوهی با شرکت دانش آموزان و دبیران آموزشگاه برگزار شد.

در این مراسم که در راهروی موکت شده ی مدرسه برپا شده بود، ابتدا زیارت عاشورا با شور و حال فراوان و با حالت عرفانی خوانده شد و سپس دانش آموزان خوش ذوق و مؤمن مدرسه به مداحی و سینه زنی پرداختند.

کلاس های درس در این روز به احترام سید الشهداء علیه السلام در آموزشگاه نبوت تعطیل شد و با هماهنگی حسین قلباربند– مربی پرورشی آموزشگاه - یکی از مداحان روستا به مراسم دعوت شد و ادامه ی برنامه ی سوگواری در حیاط مدرسه به اشک ریختن برای مظلومیت امام حسین (ع) و سینه زنی در رثای سید و سالار شهیدان گذشت.

در سایر مدارس منطقه نیز در روزهای مختلف دهه ی اول محرم، مراسم مشابهی برپا گردید.

طالع بینی

 tالهام رحمانی*

کتب طالع بینی به حدود 2000 سال پیش برمی گردد و مطلبی نیست که امروزه نوشته شده باشد. بر این اساس و با توجه به این که جای هر صورت فلکی در آسمان هر قرن 5/1 درجه تغییر می کند، و این طالع بینی ها در 20 قرن پیش نوشته شده است، پس جای صورت فلکی ها از آن زمان تا کنون حدود 30 درجه تغییر کرده است و این 12 برجی که هر یک به ماه بخصوصی بر می گردد، دیگر صحیح
 نمی باشد. یعنی به طور مثال صورت فلکی حوت دیگر
در ماه اسفند قرار ندارد.

همه ی ما دوست داريم پيشاپيش از سرنوشتمان باخبر شويم، دوست داريم بدانيم در هر لحظه، بهترین کاري که بايد انجام دهيم چيست، دوست داريم از نتيجهی کارهایمان پيشاپيش اطلاع پيدا کنيم و مهم تر اينکه، دوست داريم خود را بشناسيم، شناختي که به طور معمول به راحتي به دست نمي‌آيد، اما ما دوست داريم به راحتي به دستش آوريم. حتماً همه ی شما تجربه ی خواندن کتاب‌هاي طالع ‌بيني را داريد و مي‌دانيد که اساس اين موضوع بر اين باور استوار است که اجرام آسماني، بر زندگي انسان‌ها و حوادثي که رخ مي‌دهد تأثير گذارند در غير اين صورت، بهتان تبريک مي‌گويم!!

یکی از کارهایی که در طالع بینی صورت می گیرد، نسبت دادن خصوصیات اخلاقی خاصی، به متولدین ماه های مختلف است. بر این اساس که هنگام تولد
 آن ها خورشید
در چه صورت فلکی قرار داشته، برای مثال متولدین ماه دی را در نظر بگیرید، طالع بینان می‌گویند که هنگام تولد آنها خورشید درصورت فلکی جدی قرار داشته و به خاطر موقعیت خورشید دارای خصوصیاتی به شرحی که می‌دهند هستند‌ در مورد این که چگونه موقعیت خورشید می‌تواند بر ویژگیهای

اخلاقی تأثیر بگذارد بحثی نمی‌کنیم، اما در این مورد که امروزه هنگام تولد فردی در دی ماه، خورشید در صورت فلکی جدی نیست چه بگوییم‌؟ در گذشته در ماه دی خورشید در صورت فلکی جدی قرار می‌گرفته اما به سبب حرکت تقدیمی ‌زمین، به مرور زمان مکان خورشید در ماه های مختلف دگرگون شده بطوری که امروزه در دی در صورت فلکی دیگری قرار می‌گیرد و در آینده باز هم در صورت فلکی دیگری ‌... یک فرض نادرست که پایه و اساس تمام کارهای بعدی است!

پس این طالع بینی چیزی جز سرگرمی نیست و شاید بهتر است به آن عنوانِ وقت گذرانی را داد که چیز دیگری عاید ما نمی کند!!!

نظر شما چیست؟ شما تا چه حد به این موضوع اعتقاد دارید؟

منبع:  daneshnameh.roshd.ir

* دبیر ریاضی

غــدیــریــه

t اسماعیل خدایاری  *

چرا حادثه ی غدیر مهم است؟ در غدیر چه اتفاق مهمی افتاده است که باید آن را جشن گرفت؟ و در این روز چه چیزی نهفته است که عید نامیده شده است؟ همه ی این ها در یک جمله نهفته است. «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلیٌّ مَولاهُ.» اهل تسنن این حدیث را چنین تفسیر می کنند: «هرکه را من دوست اویم، علی هم دوست اوست.» یعنی در نظر آن ها مولا، کلمه ای مشتق از ولا (به معنی دوستی) است. به عبارت دیگر پیامبر (ص) در فرمایش این عبارت؛ "مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلیٌّ مَولاهُ، اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ و وَانصُر مَن نَصَرُهُ وَ اخذُل مَن خَذَلُهُ."  مقصدی غیر از اعلام دوستی اش با علی (ع) نداشته است. اما چند نکته وجود دارد:

1-  همانطور که می دانیم و بنا بر روایات بسیاری که هم مورد تصدیق اهل تشیع و هم مورد تأیید اهل تسنن است، حادثه ی غدیر خم در آخرین حج پیامبر (ص) یعنی حجه الوداع و در تابستان گرم و سوزان حجاز اتفاق افتاده است. پیامبر (ص)
 آن هایی را که رفته اند باز می گرداند و به انتظار نگه می دارد تا بقیه نیز به آن ها ملحق شوند. در میان یکی از طولانی ترین سخنرانی های پیامبر (ص) مهم ترین جمله، همین حدیث گران قدر نقل شده است که در میان شیعه و سنی، در باب تفسیر آن اختلاف وجود دارد. پیامبر (ص) کاری بدون دلیل و منطق انجام نمی دهد پس دلیلی وجود ندارد که در آن گرمای سوزان چندین ساعت مسلمانان را نگه دارد و بگوید بدانید علی (ع) دوست من است، چیزی که همه می دانند و نیازی به بیان واضحات وجود ندارد.

2-  پس از اتمام سخنان پیامبر (ص) و بالا بردن دست علی (ع)، مسلمانان یکایک با علی (ع) مصافحه می کنند و به ایشان تبریک می گویند. اتفاقاً اولین کسی که تبریک می گوید، عمر –
خلیفه ی دوم اهل سنت
– است که به روایت محدثین سنی و شیعه پس از مصافحه، می گوید: «بخٍ بخٍ یابن ابی طالب! انا افتخر ان اعیش بارضٍ

انتَ مولاها.» اولاً تبریک زمانی معنا پیدا می کند که علی (ع) به مقامی رسیده باشد. ثانیاً اگر کلمه ی مولایی که پیامبر (ص) به کار برده است به معنی دوست باشد، در جمله ی عمر همین کلمه
چه معنایی دارد آیا منظور از خلیفه ی دوم اهل تسنن از این کلمه دوستی علی (ع) با زمین است؟؟ اگر حتی برخی از محدثین سنی با زیرکی در نقل گفته ی عمر از کلمه ی
"علیها" به جای "مولاها" استفاده کنند، باز دلیلی بهتر از جانشینی علی (ع) برای تبریک گویی مسلمین نمی توان یافت.

3-  طبق روایات اهل تشیع و اهل تسنن هم آیه ی تبلیغ و هم آیه ی اکمال در روز 18 ذی الحجه سال دهم هجرت یعنی روز حادثه ی غدیر خم بر پیامبر (ص) وارد شده اند. منتها آیه ی تبلیغ قبل از حادثه ی غدیر و آیه ی اکمال پس از آن. در آیه ی تبلیغ خداوند به پیامبر (ص) می فرماید: «یا ایُّها الرَّسول بَلِّّغ ما اُنزِلَ الیکَ وَ ان لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ وَ اللهُ لا یَهدی القَومَ الکافِرینَ» (سوره: مائده – آیه: 67) – ای پیامبر! آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است را ابلاغ کن که اگر ابلاغ نکنی رسالت او را انجام نداده ای، و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه می دارد. همانا خدا گروه کافران را هدایت نمی کند.

این چه فرمانی است که اگر ابلاغ نشود 23 سال رنج و مشقت، مبارزه و تبلیغ، شکنجه و تبعید و هجرت و غزوات ناقص خواهند بود و رسالت پیامبر کامل نخواهد شد؟ در آیه ی 3 سوره ی مائده، خداوند خطاب به مسلمانان می فرماید: «... اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروُا مِن دینِکُم فَلا تَخشَوهُم وَ اخشَونِ اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دیناً ...» - امروز کافران از [شکست] آیین شما نومید شدند، بنابراین از آن ها نترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برای شما کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و دین اسلام را برای شما

پسندیدم. در میان نزول این دو آیه چه اتفاقی افتاده است که رسالت پیامبر (ص) کامل شده است؟ چه امری در این چند ساعت واقع شده است که نعمت تمام شده و دین اسلام نزد خدا پذیرفته شده و کامل گردیده است؟ مطمئناً تنها با اعلام دوستی پیامبر (ص) و علی (ع) این امر ناشدنی است. کفار امید آن داشتند که بعد از پیامبر دین او از بین برود ولی با انتخاب علی
(ع) به عنوان جانشین پیامبر (ص)، آن ها ناامید شدند و خداوند نیز به آن اشاره می کند.

با این دلایل مقصود پیامبر از مولا نه فقط دوست بلکه فراتر از آن جانشین و سرپرست و قیم امت بودن علی (ع) بوده است. مولا کلمه ای است مشتق از ولی (به معنای سرپرست، جانشین). تنها جانشینی علی (ع) می تواند پیامبر (ص) را وادار کند تا امت خویش را در آن گرمای طاقت فرسای تابستان حجاز بعد از سفری طولانی چندین ساعت گرد هم آورد. فقط با اعلام جانشینی بلافصل علی (ع) است که عمر و دیگر مسلمانان باید رسیدن علی (ع) به این مقام را تبریک بگویند. تنها با اعلام سرپرستی امت مسلمان توسط علی (ع) است که دین اسلام پابرجا می ماند و کفار از شکست آن ناامید می شوند. فقط با انتخاب و انتصاب جانشین است که 23 سال رسالت پیامبر در یک روز کامل می شود و دین اسلام، کامل ترین و تمام ترین نعمت خداوند بر آدمیان، مورد پسند پروردگار عالمیان واقع می شود.

منابع: 1- قرآن مجید        2- الغدیر، علامه امینی      
www.esmailkhodayari.blogfa.com  *   

Math

Is it a decimal or is it a fraction

Should I divide or use subtraction

Can anyone tell me what is this shape

Do we use a ruler or maybe a tape

One hundred centimeters make one meter
How many milliliters to a liter

Push the buttons on a calculator

Three times six, find the factor
(But not using a protractor)

Teacher shouts 'Use your brains!' - you'll need them later

گامی به سوی شناخت امام حسین (ع)

  امام(ع) در سـوم يا چهارم شعبان سال چهارم هجرى در مـدينه ديده به جهان گشـود. 6 سال در زمان جـدش، 30 سال در كنار پـدرش و 10 سال در كنار بـرادر و پـس از آن 10 سال در اوج قـدرت معاويه با وى مبارزه كرد و سـرانجام در محـرم 61 هجـرى در كـربلا به شهادت رسيد.

امـام حسيـن(ع) همـراه و همـرزم پـدر و برادر

حضرت در دوران نـوجـوانى روزى وارد مسجد پيامبر(ص) شد، ديد عمر بالاى منبر است. گفت: از منبر پدرم پاييـن بيا و بالاى منبر پدرت برو. عمر گفت: پـدرم منبر نـداشت. او در هرسه جنگ حضرت علـى(ع) شـركت فعال داشت و هنگام حـركت نيـروهاى امام مجتبـى(ع) به سمت شـام، همـراه آن حضـرت در صحنه نظامـى حضـور يافت.

1 ـ سخنـراني ها و نـامه هـاى اعتراض آميز

الف) مخالفت با وليعهدى يزيد

معاويه به دنبال فعاليت هاى دامنه دار براى تثبيت وليعهدى يزيـد، سفرى به مـدينه داشت و با بزرگان آنجا، بخصـوص امام حسيـن(ع) و عبـدالله بـن عبـاس، ديـدار و مـوضـوع اصلـى را مطـرح كرد. امام با ذكر مقـدمه اى فرمـود: “... تـو در برترى و فضيلتـى كه براى خـود قايلى، دچار لغزش شدى و... يزيد را چنان تـوصيف كردى كه گـويا شخصـى را مـى خـواهى معرفـى كنـى كه زندگـى او بر مردم پـوشيده است... يزيد را آن چنانكه هست، معرفـى كـن، يزيد جـوان سگباز و كبـوتـرباز و بـوالهوسـى است كه عمـرش با ساز و آواز و خوشگذرانى سپرى مى شود.”

ب) نگـرانـى معاويه از قيـام امـام و پـاسخ امـام

مروان بـن حكم ـ حاكـم مدينه ـ به معاويه نوشت: گروهى با حسيـن بـن علـى رفت و آمـد دارنـد واطمينـان نـدارم او قيـام نكنـد. معاويه به امام نوشت:گزارش پاره اى از كارهاى تـو به مـن رسيده است. مـواظب خود باش و به عهد و پيمان خـود (صلح امام حسـن) وفا كـن و از تفرقه امت بپرهيز. امام نـوشت: “... اما آنچه در باره مـن به گـوش تـو رسيده، يك مشت سخنان بـى اساس است... . از اينكه بـرضـد تـو و دوستان ستمگر و بـى دينت، كه حزب ستمگـران و بـرادران شيطـاننـد، قيـام نكـرده ام از خـدا مـى تـرسـم. آيا تـو قاتل “حجربـن عدى” و يارانـش نبـودى، پـس از آنكه به آنـان امـان دادى و سـوگنـدهـاى اكيـد ياد كـردى...؟ تـو قـاتل “عمـروبـن حمق” آن مسلمان پارسا، كه از كثـرت عبـادت، چهره و بدنـش فرسـوده شده بود، نيستـى...؟ آيا تـو نبـودى كه زياد پسر سميه را، كه ـ پدرش مشخص نبود. ـ پسر ابـوسفيان قلمداد كردى در حـالـى كه پيـامبـر فـرمـود: “ نـوزاد به پـدر (شـرعى) ملحق مى گردد.”... و او با اتكا به قدرت تـو مسلمانان را كشت، دستها و پـاهايشان را قطع كـرد و بـر شـاخه هاى نخل به دار آويخت .... آيا تـو قاتل “حضرمـى” نيستـى...؟ اى معاويه، مـن هيچ فتنه اى بزرگتر و مهمتـر از حكـومت تـو بـر ايـن امت سراغ نـدارم....”
ج) سخنـرانـى افشـاگـرانه در كنگـره عظيـم حج

يكـى دو سـال قبل از مـرگ معاويه، كه فشـار نسبت به شيعيان اوج گرفت، امام حسيـن(ع) به حج مشرف شد. در منـى از صحابه و تابعان و بنى هاشـم دعوت كرد در
چادرش جمع شوند. بيش از هفتصد نفر تابعى و دويست نفر صحابـى آمـدنـد. حضـرت در بخشـى از خطبه اش فرمـود: “ديديد ايـن مرد زورگو و ستمگر (معاويه) با ماو شيعيان ما چه كرد...؟ وقتى به شهرهاى خـود برگشتيد، با افراد مورد اعتماد در ميان بگذاريد و آنان را به رهبرى ما دعوت كنيـد; زيرا مـى ترسـم حق نابود گردد.”
در تحف العقـول خطبه اى از حضـرت نقل شـده كه ظاهـراً هميـن خطبه “منى” مى نمايد. در بخشى از ايـن خطبه مى فرمايد: “... شما به چشـم خود مى بينيد كه پيمان هاى الهى را مى شكنند...; ولى بيـم و هـراس به خـود راه نمـى دهيـد... . مصيبت شما عالمان امت از همه بيشتـر است. زمام امـور بايـد در دست كسانـى باشـد كه عالـم به احكام خـدا و امين بر حلال و حرام اوينـد. ... آنان را بـر ايـن مقام مسلط نساخت مگر گـريز شما از مرگ و دلبستگى تان به زنـدگـى چند روزه دنيا... .” حضرت در پايان عرض مـى كنـد: “پروردگارا! ايـن حـركت ما نه به خاطر رقابت بـر سر حكـومت و قـدرت و نه به منظور به دست آوردن مـال دنيـاست، بلكه به خـاطــر آن است كه نشانه هاى ديـن تـو را به مـردم نشان دهـم و اصلاحات را در كشـور اسلامى اجرا كنم....”.

2 ـ ضبط اموال دولتى

در همان ايام كاروانـى از يمـن، كه حـامل مقـدارى از بيت المال بود، از طريق مدينه رهسپار دمشق بـود. امام حسيـن(ع) آن را ضبط و در ميان مستمنـدان بنـى هاشـم و ديگران تقسيـم كـرد. آنگاه به معاويه نوشت: “كاروانى از اينجا عبـور مى كرد كه حامل امـوال و پـارچه ها و عطـرياتـى بـراى تـو بـود تا آنها را به خزانه دمشق سرازير كنى و به خويشانت، كه تاكنون شكمها و  جيبهاى خـود را از بيت المال پر كرده اند، ببخشـى. مـن نياز به آن امـوال داشتـم و آنها را ضبط كردم.” بى شك ايـن عمل امام يك گام در جهت نامشروع نمايانـدن حكـومت معاويه و مخـالفت با آن بـود. حضـرت بـا ايـن اقـدام، خـود را ولـى امـور و صـاحب اختيـار بيت المـال دانست. پيامبر خلق كريـم خـود را از هيچ كـس دريغ نمـى كرد، ولـى روشـى محتـاط داشت و تـا زنـده بـود بنـى اميه در حكـومت جـاى پـايـى نيافتنـد. بعد از پيامبـر در زمان عمـر، معاويه والـى شام شـد. عثمان كه خود از بنى اميه بـود بيت المال و مناصب حكومتى را در اختيـار آنـان گذاشت و آنـان چهار عامل مهم ثـروت، وحــانيت (اجيـركـردن امثال ابـوهـريـره) و ديانت (بـا بهانه قـرار دادن پيراهـن عثمان) و قـدرت را به دست گرفتند. در ايـن امر چند چيز دخالت داشت:

1 ـ تيزهوشى معاويه

2 ـ سوء تدبير خلفا

3 ـ جهالت مردم

علت مبـارزه بنـى اميه بـا اسلام دو چيز بـود

 1 ـ رقـابت نژادى كه در سه نسل متـراكـم شـده بـود.
2 ـ تباين قـوانيـن اسلام با نظام زندگى (جابرانه) روساى قريـش، خصـوصـا امـويها. قـرآن كـريـم مـى فـرمـايد: “و ما ارسلنا فى قريه مـن نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون”(سوره سبا، آيه 34.)

امام حسين(ع) و قيامى خونين

امـام حسـن(ع) در سـال چهل و نهم هجـرى به شهادت رسيـد و امـام حسيـن(ع) امامت را عهده دار شـد. او به همان دلايل كه برادرش صلح كرده بـود، عليه معاويه قيام نكرد و در پاسخ نامه هايى كه به او نوشته شده بود، فرمود: “وجدان مـن اجازه نمى دهد، پيمانى را كه با معاويه بسته ايـم، بشكنـم و تا معاويه زنـده است، برهمان عهد پايدار هستـم و پس از درگذشت او، در تصميم خود تجديد نظر خواهم كرد.” معاويه در شصت هجـرى، پـس از آنكه به رغم پيمان خـود با امام حسـن(ع)، يزيـد را به فـرمانروايـى مسلمانان منصـوب كرد و براى او بيعت گرفت، درگذشت. روزى كه مروان مـى خـواست از امام حسيـن(ع) نيز براى يزيـد بيعت بگيرد، امام فرمود: “انالله و انا اليه راجعون و علـى الاسلام السلام اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد. “ همانا از خداييم و به سوى او باز مى گرديـم و بر اسلام بايد فاتحه خـوانـد; زيرا امت به رهبرى مثل يزيـد مبتلا شده است. و اسلام در خطر قرار گرفت و تنها قيامى خـونيـن مى تـوانست وجدان خفته مردم را بيدار و كاخ ظلم را متزلزل سازد، امام(ع) در ايـن راه گام نهاد و براى آگاه كردن مردم كـوفه طى نامه اى اعلام كرد: “فلعمرى ما الامام الاالعامل بالكتاب و القائم بالقسط و الـدائن بديـن الحق.” به جانـم سوگند، امام جز كسى كه عمل به كتاب خدا كنـد و عدالت را به پـا دارد و راه حق را مـى پيمـايـد، نيست. او، در وصيت نـامه اى كه قبل از خـروج از مـدينه به “محمـدبـن حنفيه” نـوشت، هـدف قيـام خـود را ايـن گـونه تـرسيـم كــرد: “مـن بـراى طغيان و خـوددارى از قبـول حق و فساد و ستـم خـارج نشدم، بلكه براى اصلاح امـور امت جدم خارج مى شـوم. اراده كرده ام امـر به معروف و نهى از منكـر كنـم و روش جـدم و پـدرم علـى بـن ابى طالب(ع) را پيـش گيرم. در بيـن راه مكه و كـوفه (منزلگاه ذى حسـم) در خطبه اى به يـارانـش فـرمـود:

“الاتـرون الى الحق لايعمل به و الـى الباطل لايتناهـى عنه ليرغب المـومـن فـى لقاء الله محقـا فـانـى لا ارى المـوت الاالسعاده و الحياه مع الظالميـن الا برما.” آيا نمى نگريد به حق عمل نمى شود و از باطل جلـوگيرى نمى گردد؟ بنابرايـن، اشتياق مـومـن به لقاى خدا (و شهادت طلبى) سزاوار و لازم است. مـن در ايـن وضع، مرگ را جز سعادت و زنـدگـى بـا ستمگـران را جز رنج و شكست نمـى دانــم. سرانجام امام رسالت خـويـش را با ترسيـم خط سرخ شهادت به پايان برد.

آثار قيام امام حسين(ع)

1 ـ درهم شكستـن چهارچوب ساختگى دينى كه امويان تسلط خود را بر آن پايه استوار ساخته بـودند و رسوا كردن روح لامذهبى جاهليت كه روش حكومت آن زمان بود.

2 ـ شهادت امام موجى شديد از احساس گناه در مردم به وجـود آورد و ايـن احساس پيـوسته بر افروخته ماند تا انگيزه انتقام از بنى اميه وجـود داشته باشد و در نتيجه سقوط بنى اميه و نجات ديـن از بـدعتهاى آنان، كه مـى رفت ديـن را نابـود كنـد، ثـابت بمـانـد.

3 ـ هدف معاويه بالا بردن محبـوبيت بنى اميه و از بيـن بردن محبت آل على و رسـول اكرم(ص) بود، با ايـن نهضت محبـوبيت آل علـى(ع) فزونـى يـافت و بنـى اميه منفـور شــد.

4 ـ پـس از قيـام امـام، در مكتب روح انقلابـى دميـده شد و انقلاب هايى از قبيل:

انقلاب مـدينه در روز اول محرم سال 63 هجـرى، قيام مختار در سال 66 هجرى در عراق، قيام تـوابيـن در كـوفه در سال 65 هجرى، قيام مطرف بن مغيره در سال 77 هجرى، قيام ابـن اشعث در سال 81 هجـرى و نهضت زيـد بـن علـى در سـال 122 هجـرى تحقق يافت.

ايـن روح انقلابـى مكتب همـواره در طـول تـاريخ منشاء بسيارى از انقلابها، شـورشها و قيامها عليه مستبـدان و مستكبران گرديد. در زمان مـا نيز انقلاب اسلامـى ايـران بـا الهام از آن قيـام و روح انقلابـى مكتب به رهبـرى امـام خمينـى(ره) به ثمـر رسيــد.

منابع: 1- مقاتل الطالبيين، 51، 52

2- ارشاد، شيخ مفيد، 24/2، 137

3- فصول المهمه، ابن صباغ مالكى، 170، 200

4- باعلام الهدى، امين الاسلام طبرسى، 213، 251

Notice to Employees

SICKNESS

We will no longer accept your doctors' statements as proof. We believe if you are able to go to the doctor, you are able to work.

LEAVE OF ABSENCE FOR SURGERY

We are no longer allowing this practice. As long as you are employed here, you will need all of whatever you have and should not consider having anything removed. We hired you as you are, and to have anything removed would certainly make you less than we bargained for. Anyone having operations will be FIRED immediately.

PREGNANCY

In the event of extreme pregnancy, you will be allowed to go to the first aid room when the pains are FIVE MINUTES apart. IF it is false labor, you will have to take an hour's leave without pay.

DEATH

This will be accepted as an excuse, BUT we would like two weeks notice, as we feel it is your duty to teach someone your job prior to . . . or after death.

Management

A man flying in a hot air balloon realized he was lost. Reducing altitude, he spotted a man on the ground and descended to shouting range.

"Excuse me," he shouted. "Can you help me? I promised my friend I would meet him a half hour ago, but I don't know where I am."

The man below responded: "Yes. You are in a hot air balloon, hovering approximately 30 feet above this field. You are between 40 and 42 degrees North Latitude, and between 58 and 60 degrees West Longitude."

"You must be an engineer," responded the balloonist.

"I am," the man replied. "How did you know?"

me is technically correct, but I have no idea what to make of your information, and the fact is I am still lost." Whereupon the man on the ground responded, "You must be a manager."

"That I am" replied the balloonist, "but how did you know?"

"Well," said the man, "you don't know where you are, or where you're going. You have made a promise which you have no idea how to keep, and you expect me to solve your problem. The fact is you are in the exact same position you were before we met, but now it is somehow my fault."

Category office jokes

 Subcategory management jokes

 

"Well," said the balloonist, "everything you have told

 

غنی سازی تربیت بدنی مدارس

در نوشتار حاضر در پی آنیم تا با ایجاد برخی سؤالات اساسی در زمینه ی تربیت بدنی و با فراخواندن دبیران تربیت بدنی مدارس به غور در مسائل ساده ی ورزش دانش آموزان با هم اندیشی گامی در راه بهبود
 تربیت بدنی در مدارس برداشته شود.

تربيت بدني فرايندي است آموزشي – تربيتي كه هدف آن بهبود بخشيدن به اجرا و رشد انسان از طريق فعاليتهاي جسماني است. تعريف فوق برداشتي است كلي از تعليم و تربيت كه نشان دهنده ی فرآيند مستمر يادگيري و تكامل كلي در طول زندگي است. تربيت بدني شامل كسب و پردازش مهارت هاي حركتي، توسعه و نگهداري آمادگي جسماني براي تندرستي و سلامت، كسب دانش علمي درباره ی فعاليتهاي جسماني و تمرين و توسعه ی تصور ذهنيت از فعاليتهاي جسماني به عنوان وسيله اي براي بهبود اجرا و عملكرد انسان است.

تربيت بدني نه تنها به فوايد جسماني حاصل از شركت در فعاليت هاي بدني توجه دارد بلكه بالا بردن دانش و آگاهي و ايجاد موقعيت هاي مناسب براي يادگيري و فعاليت مداوم را نيز مورد توجه قرار مي دهد. براي عينيت بخشيدن به فوايد تربيت بدني، مربيان بايد در تدوين برنامه هاي كامل و انتخاب آگاهانه فعاليت ها كوشا باشند تا از این طريق نهايت استفاده نصيب دانش آموزان گردد.

امروزه برنامه هاي كامل تربيت بدنی، در رده هاي سني آموزشگاهي قابل برنامه ريزي هستند. برنامه تربيت بدني با نظارت و هدايت افراد و مربيان ورزش زندگي
 دانش آموزان را پربار مي سازد. توجه اساسي
 تربيت بدني و ورزش به فعاليت هاي جسماني توام با قوانين و مقررات است كه افراد به وسيله آن با يكديگر به رقابت مي پردازند.

اصطلاح غني سازي تربيت بدني و ورزش، تمام برنامه ها از برنامه هاي آموزشگاهي تا برنامه هاي مدرن در موقعيت ها و رده هاي سني مختلف را در بر مي گيرد و به عوامل موثر بر كسب و اجراي مهارت هاي حركتي سازمان يافته، مراحل يادگيري و روش تسهيل ياد گيري و عوامل موثر بر تكامل قابليت هاي حركتي پايه
 مي پردازد.

برنامه هاي ورزشي آموزشگاه ها بخش عمده ی تجارت آموزشي هزاران دانش آموز در دبيرستانها است، با اين حال در اغلب موارد اين برنامه ها بايد اصلاح شوند. بعضي از اين برنامه ها ارتباط بسيار ضعيفي با فرايند تعليم

و تربيت دارند.

براي اجراي صحيح برنامه ها و اهداف تربيت بدني در آموزشگاه ها با امكانات و بودجه بسيار ناچيز و تعداد زياد دانش آموزان چه روش هايي مناسب است؟ و چگونه بايد برنامه ريزي نمود؟ مربيان تربيت بدني در پست هاي ورزشي مدارس بايد از چه شيوه هايي براي گسترش امر ورزش استفاده نمايند؟

تغييراتي كه در تربيت بدني امروزي مشهود است نتيجه نظريه هاي جديد و شگفت انگيز نيست بلكه حاصل رويدادهاي سه ايده تربيتي است كه روانشناسي نوين تاكيد زيادي بر آنها دارد.

اين سه ايده عبارت از: كمال شخصيت ويژه دانش آموز، تاثير فعاليت و تجربه در روند فراگيري مي باشند كه اين امر هيچگاه حادث نخواهد شد جز آنكه در برنامه ريزي و اجراي درس تربيت بدني در مدارس تغييرات اساسي به وجود آوريم.

درس تربيت بدني در زنگ ورزش زماني با ارزش است كه ايده ی مشخصي از هدف فعاليت را در اذهان به وجود آورد. پس در غني سازي برنامه هاي تربيت بدني در آموزشگاه ها بايد ديد كه در ساعات درس ورزش روش تدريسي خاصي ارائه مي گردد؟ در انتخاب روش تدريس و غني سازي ساعت ورزش به هدف كلي آموزش توجه مي شود؟ و در انتخاب شيوه ی تدريس به نظرات دانش آموزان توجه می گردد؟

با اجراي صحيح برنامه هاي غني سازي درس ورزش در مدارس طوري كه دانش آموزان بازخورد اجراي آن را دريافت نمايند، مي توان به اهداف اصلي شيوه هاي
 غني سازي درس تربيت بدني در ساعات ورزش با همكاري مربيان و ايجاد يك وضعيت ذهني صحيح در متعلم، وجود تسهيلات مناسب و ايجاد زمينه ی فكري مطلوب در دانش آموزان براي درك و شناخت موقعيت مي توان خلاء هاي موجود در اين زمينه را برطرف نمود.

اميد است بدين وسيله راهكارهاي مفيد و موثري جهت هر چه پربار تر نمودن درس تربيت بدني در ساعات ورزش در اختيار مسئولين و برنامه ريزان آموزشي قرار گيرد .  

عوامل زیر در شيوه هاي غني سازي درس تربيت بدني تاثير معني داري دارند:

1-   ويژگيهاي رفتاري دبيران ورزش

2-   فضا و امكانات و تجهيزات ورزشي

3-   روش تدريس تربيت بدني و ورزش

4-   برنامه ريزي آموزشي

5-   نحوه نظارت و ارزشيابي از ساعات ورزش مدارس

6-    برگزاري مسابقات ورزشي

7-   توجه به بودجه و سرانه ورزشي مدارس

8-  تامين نيازهاي شخصيتي و رواني دبيران ورزش و دانش آموزان

9-   توجه به وضعيت دانش آموزان

چگونه رياضيات را به دانشي دلچسب تبديل كنيم؟

t  بهناز ساويزي

طي بيست و شش سال اخير كه مستقيم و غيرمستقيم با رياضيات سر و كار داشته ام، چه در دوران مدرسه و دانشگاه و چه به عنوان دبير رياضيات در مدارس، يك پرسش بي جواب چون سايه همه جا مرا دنبال كرده است: «رياضياتي كه مي خوانيم به چه دردمان مي خورد؟»

در دبيرستان يك درد بزرگ داشتيم: «كنكور»! و البته رياضيات با ضريب بالايي كه داشت درمان مناسبي براي كاهش اين درد بود، ولي خود رياضيات هم درد كمي  نبود. در دانشگاه فني مهندسي، جايگاه والاي رياضيات، صد البته نيازي به يادآوري نداشت. رياضيات مهندسي، محاسبات عددي، تبديلات لاپلاس و فوريه، معادلات پواسن و دهها عنوان و موضوع پرطمطراق ديگر.

گرايش الكترونيك رشته برق مي توانست از اين سرمايه هاي رياضيات به خوبي در شبيه سازي ترانزيستورها، طراحي مدارات داخلي آي سي ها، فيلترها و.... بهره ببرد ولي «فوت آخر» را نه من و نه قريب به اتفاق دانشجويان اين رشته ندانستند.

باري شعبده روزگار و بخت يار ميز تستينگ و اسيلوسكوپ و هويه و ديگر ادوات فني را به گچ و تخته و ميز آموزگاري بدل كرد. تدريس مهندس سابق و معلم ناشي كه حتي يك واحد درسي در ارتباط با تدريس نگذرانده است، خود داستان ديگريست كه از بيانش چشم مي پوشم. سؤال بي جواب ذهنم يعني «رياضيات به چه درد مي خورد» را بارها و بارها از زبان دانش آموزان خوب، متوسط يا ضعيف مي شنيدم.

«رياضيات در رشته هاي فني بسيار كاربرد دارد، مثلاًً طراحي مدارات داخلي آی سي ها، ترانزيستورها، طراحي و ساخت پل ها و آسمان خراش ها و....» دانش آموزان بيچاره كه با شنيدن كاربردهاي ناآشنا و عجيب و غريب رياضيات به طور ضمني، متهم به ناداني و ناآگاهي شده بودند با تكان دادن سر، دل خود و خاطر مرا خوش مي كردند و كسي جرات پيدا نمي كرد بپرسد: خانم چطور كاربرد دارد. شما خودتان مي دانيد؟

وسوسه تحصيل علم يك بار ديگر جايگاه معلمي  را با جايگاه دانشجويي تعويض كرد. اين بار در رشته اي كه واقعاً با شغلم در ارتباط بود: آموزش رياضي. در كنار اهداف ديگر باز هم به دنبال پاسخ همان پرسش بودم و اين بار در دانشگاه. پس از طي دوران تحصيل و فراغت از آن، يك پرسش بي جواب به دو پرسش تبديل شده بود:«رياضيات به چه درد
 مي خورد؟» و «آموزش رياضيات به چه درد مي خورد؟»

رنج سرخوردگي از يافتن آ نچه به دنبالش بودم، ذهن و بيان مرا در پاسخ به همان سؤال بي جواب تلطيف نموده بود: «رياضيات ذهن آدمي را باز مي كند، رابطه زيادي با هنر و عرفان دارد. شما اگر ياد بگيريد چگونه يك مسأله رياضي را درست حل كنيد، مسائل زندگي را هم درست حل مي كنيد...» و باز در دل دعا مي كردم دانش آموز شجاعي نپرسد كه بتهوون يا ابوسعيد ابوالخير چه سهمي از رياضياتي هم سنخ رياضيات امروز ما را داشتند كه آنها را به آن درجه از مقام رسانده بود؟ و يا اينكه: «خانم شما خودتان چقدر از تفكر رياضي خود در حل مشكلات زندگي بهره
 جسته ايد؟( كه البته رنگ رخساره
خبر مي دهد از سر درون.)» مراحل حل مسأله شونفلد و پوليا، ساخت و سازگرايي، رفتارگرايي و نظريه هاي آموزش رياضي از هر نوعي، نمي توانست من و دانش آموزان مرا قانع كند كه مي توان مطالب و ايده هاي رياضيات را كه طي قرنها شكل گرفته اند، با آن حجم سنگين كتب درسي، در يك دوره كوتاه مدت مدرسه اي آموخت، دروني كرد و در جهان واقعي به كار گرفت. حقيقت امر اين است كه كاربردهاي تصنعي و شسته و رفته اي كه براي موضوعات رياضي در گوشه كنار برنامه هاي درسي گنجانده شده اند، هرگز آن قدر جذاب و چالش برانگيز نيست كه زندگي روحي و فكري دانش آموز را براي حتي مدتي كوتاه عميقاً درگير خود سازد. دنياي واقعي و برگزيده اي كه به رياضيات مدرسه اي تحميل شده است به اندازه ی دنياي واقعي و ساده ی دانش آموزاني كه مي خواهند رياضيات را به نحوي با آن ارتباط دهند، واقعي نيست. پرسش اينجاست كه آيا در آموزش بايد دنياي واقعي را با رياضيات ارتباط داد يا رياضيات را با دنياي واقعي؟

در حالت اول، مدل ها داراي ارزشند و در حالت دوم مدلسازي. در حالت اول رياضيات تدريس مي شود و سپس احتمالاً كاربردهايي از جهان واقعي براي آن گزينش و انتخاب مي شود. مسائل و كاربردهايي كه شايد براي دانش آموزان ما هرگز در حكم يك نياز نباشد، هرگز دانش آموزان را براي حل، به چالش وا ندارد. در حالت دوم ابتدا مسأله اي از جهان واقعي معرفي مي گردد كه دانش آموزان اهميت آن را درك نموده اند، سپس براي حل بهينه ی آن رياضيات به كار گرفته مي شود، رياضياتي كه كليد حل مسأله است و دانش آموز را از نزديك درگير مراحل حل مسأله مي نمايد.

مسأله ی «كاربرد رياضيات» يا «رياضيات كاربردي» در آموزش جهاني نيز مطرح است. ناكامي رويكرد رياضيات جديد در رسيدن به اهداف خود، جامعه ی جهاني را به فكر جبران مافات انداخت. رياضيات جديد كه در دهه ی شصت ميلادي مطرح گشت مفاهيم انتزاعي، مجرد و محض رياضيات را موضوع آموزش قرار داده بود، ولي نتايج تحقيقات نشان مي داد دانش آموزان آنچنان كه انتظار مي رفت اين مفاهيم پايه را درك ننموده اند. بنابراين ديدگاه جهان در آموزش رياضي معطوف به كاربردهاي آن گشت.

بحث امروز آموزش در جهان، معرفي كاربردهاي رياضيات در مسائل فيزيك يا هر نوع مسأله ی واقعي نيست.بحث بر سر يافتن ارتباط بين مدل هاي رياضي و مسائل جهان واقعي نيست، بلكه آنچه حائز اهميت است مراحل كاربرد است، مدلسازي مهمتر از مدل هاست.  هانس فرودنتال مي گويد: امروزه مهم نيست به دانش آموزان رياضيات كاربردي تدريسكنيم، بلكه بايد چگونگي كاربرد رياضيات را آموزش دهيم. آموزگاران بايد بيشترين وقت خود را صرف پاسخ به اين پرسش كنند كه «چگونه رياضياتي تدريس كنيم كه مفيد واقع شود؟»

در آمريكا يك سازمان اجتماعي كوچك به نام «ياكا» با بودجه سرانه بين پنجاه تا صد هزار دلار، پروژه هاي كوچك شهري را انجام مي دهد. اين پروژه ها اغلب در رابطه با خانواده هاي كم درآمد سياهپوست و جوانان آمريكاي لاتين است كه بودجه آن از طريق كليسا و سازمان هاي خيريه تأمين مي شود.

بيشتر كارمندان اين كميته به طور داوطلبانه در آن فعاليت دارند. از سرپرست ياكا، خانم آلوارز درخواست شد تا با دريافت مبلغي از سوي يك كليساي محلي برنامه اي را با دو هدف پاكسازي محيط زيست و ايجاد فرصت براي فعاليت هاي سازنده جوانان طرح ريزي نمايد. نام اين پروژه «زباله بيشتر درآمد بيشتر» بود.

اهداف اين پروژه شامل موارد زير بود:

- اعتلاي حس مسئوليت پذيري و تعلق اجتماعي بين شركت كنندگان نوجوان پروژه.

- توسعه مهارت هاي علمي  دانش آموزان و رشد درك آنان از كاربردهاي رياضيات و علوم در زندگي روزمره.

- پاكيزگي محيط زيست و رشد آگاهي اجتماعي و شركت در فعاليت هاي پاكسازي محيط.

دانش آموزاني از دوره هاي راهنمايي و دبيرستان در گروه هاي مختلف در دو ترم كامل تحصيلي (تقريباً شش ماه) در اين پروژه شركت داشتند و به جمع آوري، دسته بندي زباله هاي قابل بازيافت و محاسبه درآمد ناشي از اين كار مي پرداختند.

 نتايج بدست آمده در رسيدن به هر يك از سه هدف فوق الذكر، بسيار رضايت بخش بود. به طور اخص دانش آموزان حس رهبري، اعتماد به نفس بالا و مهارت هاي كار گروهي را به خوبي اخذ نموده بودند.

تعداد دانش آموزاني كه طي سال تحصيلي (حين انجام پروژه) قادر به اتصال بحث هاي رياضي با تجارب شخصي خود بودند، بسيار افزايش يافته بود. سؤالات سطح بالاي دانش آموزان در رياضيات و علوم نشانگر درك بهتر و عميق تر ايشان از موضوعات علمي  بود.

 حداقل سه چهارم دانش آموزان درك بهتري نسبت به ارتباط بين علوم يافته بودند و نقطه نظريات ايشان در ارتباط با رياضيات و علوم توسعه يافته بود. مهارت هاي رياضي و حل مسأله دانش آموزان نسبت به زمان قبل از انجام پروژه بهتر شده بود.

خانم آلوارز در ابتداي پروژه متوجه شد تعدادي از دانش آموزان در مهارت هاي رياضي دچار مشكلند. از اين رو در هر گروه سه نفر كه داراي رياضيات عالي، متوسط و ضعيف بودند را با هم قرار داد و در پايان سال شواهد دال بر پيشرفت دانش آموزان ضعيف و متوسط گروه در
 مهارت هاي رياضي بود. خانم آلوارز در مشاهدات خود فعاليت هاي
 دانش
آموزان را كه به دفعات مشغول اندازه گيري، ثبت نتايج رسم نمودار و كمك به اعضاي گروه بوده اند را منعكس كرده است.

 بعلاوه دسته اي از دانش آموزان كه در ابتداي سال «ترس از رياضيات» داشتند، طي انجام پروژه فعاليت هاي مثبتي از خود نشان داده و به راحتي در بحث ها و عمليات رياضي شركت مي جستند. نظرسنجي از طريق پرسشنامه نشان مي داد بيشترين علاقه دوسوم از دانش آموزان پرداختن به مسائل علمي  و عمليات رياضي طي انجام پروژه بوده است.

مسأله «ترس از رياضيات» و يا عدم اعتماد به نفس كافي در بكارگيري معلومات رياضي در عمل نه تنها معضل بسياري از دانش آموزان بلكه دانشجويان نيز هست. انجام فعاليت هايي مشابه با آنچه ذكر شد در كنار برنامه هاي درسي و يا به عنوان فعاليتي خارج از زمان مدرسه، با در نظر گرفتن نيازهاي جامعه و دانش آموزان در نظام آموزشي ما نيز امكان پذير است و اگر بهترين راه حل نباشد، حداقل فرصت تحقيق و چگونگي كاربرد علوم و رياضيات در دنياي واقعي را در اختيار نوجوانان قرار مي دهد و «ترس از رياضيات» را در آنها بسيار كم مي كند.

كوتاه اين كه در نظام آموزش رياضي كنوني، بين رياضيات مدرسه و دانشگاه و رياضياتي كه در جهان واقعي استفاده مي شود، همواره يك حلقه مفقود وجود داشته و دارد. اگر رياضيات را هماني پنداريم كه تنها ارباب رياضيات و معدودي نخبگان ( در قياس با كل جامعه) به طور تخصصي با آن سروكار دارند، جايي براي دغدغه چگونه آموزش دادن آن باقي نمي ماند زيرا ذهن و روح پوياي اين افراد چنان مفتون عجايب و زيبايي هاي رياضيات است كه اين علم را با زندگيشان عجين نموده است.

ولي آنچه از شواهد و استانداردهاي بين المللي آموزش بر مي آيد نشان مي دهد جهان به دنبال مساوات در آموزش و آموزش رياضيات، براي همگان است تا جايي كه تحقيقات براي آموزش رياضيات به افرادي با معلوليت هاي ذهني نيز صورت مي پذيرد. روا نيست دانش آموز مستعد ايراني هنوز اندر خم اينكه  »رياضيات به چه درد مي خورد ؟» از گنجينه هاي اين علم بي بديل بي نصيب بماند و يا بدتر اينكه به دليل ناكارآمدي روش هاي تدريس رياضيات، مهر بي استعدادي را يك عمر بر پيشاني خويش نهد و نيز در بهترين حالت تبديل به حافظه پر قدرتي براي نگهداري فرمول هاي رياضيات شود تا در سر امتحان كنكور همه را به يكباره خالي نمايد.

طبيب رياضيات با تخصص هاي مختلف خود همه جا از دبستان تا دانشگاه وجود دارد، ولي دانش آموزان و دانشجويان ما جز اندك موارد، دردي از زندگانيشان را نمي يابند تا با رياضيات قابل درمان باشد. يا بهتر است بگوييم اگر هم دردي دارند اعتمادي به نسخه هاي اين طبيب ندارند. نسخه هاي اين طبيب با مسكن ها و تقويت كننده هاي كاذب و موقت در اكثر مواقع، فقط به درد رسيدن به مدارج عالي و گرفتن مدارك آنچناني مي خورد.

آموزش برخی از ترفندها در نرم افزار Word

t  جواد محمودی

تایپ مطالب نامرئی در نرم افزار word

حتما تا به حال در فیلمهای مختلف، کاغذهایی را دیده اید که به ظاهر هیچ چیزی بر روی آن نوشته نشده است اما مثلا با گرم کردن کاغذ نوشته های آن پدیدار
 می گردد.

این نوشته ها که در حالت معمولی دیده نمی شوند، بعضی مواقع کاربردهای جالبی خواهند داشت.

مثلا شما می توانید پیام تبریک جشن تولدتان را به این صورت برای دوستتان ارسال کنید.

مثلا برای ساخت چنین نوشته هایی کافی است متن مورد نظرتان را با آبلیمو بر روی کاغد معمولی  بنویسید و از دوستتان بخواهید که کاغد را اتو کند و یا آن را بر روی یک شعله گرم کند تا نوشته های نامرئی، مرئی شوند.

اما این بار هدف ما، استفاده از همین عمل در نرم افزار Microsoft Word است!

و سپس متنی را که قصد مخفی سازی آن را دارید انتخاب کنید (عمل Drag) و بر روی آن کلیک راست نموده و گزینه Font را انتخاب نمایید (و یا به منوی Format مراجعه کرده و گزینه Font را برگزینید) 

حال در بخش Effects گزینه Hidden را تیک بزنید  

حال برای انجام یک  جلوه ویژه به متن خود به  قسمت  Text Effects  مراجعه کرده و یکی از گزینه های موجود را برگزینید و سپس بر روی Ok کلیک کنید .با استفاده از این روش تمام یا قسمتی از نوشته های تایپی شما در حالت  معمول نمایش داده نمی شود و دوستتان باید برای نمایش متن مخفی شما عمل دیگری انجام دهد …

برای این کار ابتدا وارد برنامه Word شوید و سپس عبارات دلخواه خود را تایپ نمایید. حال مشاهده  می کنید که عبارتی که انتخاب کرده بودید ، مخفی شده و قابل نمایش نیست .

راحت ترین راه برای نمایش  متن مخفی شده شما ، توسط دوستتان کلیک بر روی دکمه ای است که در شکل زیر نمایش داده شده است .در صورت کلیک بر روی این دکمه می بایست متن مخفی شده خود را به همراه جلوه ویژه ای که به متن خود داده بودید مشاهده کنید.

وقتی اعداد به فارسی نوشته نمی شوند

در برنامه word اگر اعدادي را كه به صورت انگليسي تايپ شده اند بخواهيم به شكل فارسي تغيير دهيم چه كاري بايد انجام داد؟

براي اين كار مي توانيد كلاً اعداد را در برنامه word ‌ خود فارسي كنيد. براي فارسي كردن اعداد به صورت كلي در منوي tools‌ روي options كليك كنيد. سپس وارد قسمت complex scripts شويد. در مقابل Numeral براي اينكه همه اعداد فارسي شوند گزينه Hindi را انتخاب نماييد. براي اينكه اعداد در هر متن متناسب با آن متن باشند هم مي توانيد گزينه context را انتخاب كنيد.

در شماره های بعدی ترفندهای حرفه ای تری را با هم مرور خواهیم کرد.

قورباغه را قورت بده

در اینجا خلاصه‌ای از بیست و یک روش فوق‌العاده برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر در زمان کمتر را که چکیده فصل‌های کتاب است می خوانید. این اصول و قواعد را مدام مرور کنید تا عمیقاً در ذهن و عمل‌تان ریشه بدواند و در نتیجه موفقیت آینده‌تان تضمین شود.

قورباغه راقورت بده (1)

همين الآن يك كاغذ برداريد و ده هدفي كه مي‌خواهيد در سال آينده به آنها برسيد ليست كنيد. اين هدف‌ها را به صورتي بنويسيد كه گويا يك سال گذشته است و آنها همگي به تحقق پيوسته‌اند. در نوشتن هدف‌هايتان از زمان حال و ضمير اول شخص استفاده كنيد، هدف‌ها بايد با صراحت و با قطعيت بيان شوند. با اين كار ذهن ناخود آگاه شـما بي‌درنگ آنها را تأييد مي‌كند. براي مثـال مي‌نويسيد: « من ... تومان در آمـد دارم. » يـا « وزن من ... كيلو گرم است. » و يـا « من سوار اتومبيل ... هستم. »

سپس ده هدفي را كه نوشته‌ايد مرور كنيد. از ميان آنها هدفي را انتخاب كنيد كه رسيدن به آن بيشترين تأثير را در زندگي شما مي‌گذارد. اين هدف هر چه كه هست آن را روي يك برگ كاغذ بنويسيد، براي رسيدن به آن مهلتي تعيين كنيد، برنامه‌ريزي كنيد طبق برنامه دست به كار شويد و هر روز براي دست‌يابي به هدف مورد نظر كاري انجام دهيد. همين تمرين به تنهايي مي‌تواند زندگي شما را دگرگون كند!

سفره را بچینید

دقیقاً تصمیم بگیرید که چه میخواهید. روشن بودن در این مورد یک شرط اساسی است. پیش از شروع کار، هدف‌ها و تصمیم‌هایتان را بنویسید.

cd

 

قورباغه را قورت بده (2)

از همين امروز تهيه برنامه روزانه، هفتگي و ماهانه خود را شروع كنيد. يك دفترچه يا يك برگ كاغذ برداريد و همه‌ی كارهايي را كه بايد در بيست و چهار ساعت آينده انجام دهيد يادداشت كنيد. اگر ايده‌هاي جديدي بعداً به ذهن‌تان مي‌رسد، آنها را هم مجدداً به ليست اضافه كنيد. ليستي از تمام پروژه‌ها و كارهاي بزرگي كه در نظر داريد در آينده انجام بدهيد تهيه كنيد. هر يك از هدف‌ها و پروژه‌هاي بزرگ خود را براساس اولويت ( آنچه كه مهم‌تر است ) و توالي ( آنچه بايد اول انجام شود و آنچه بايد بعد از آن انجام شود ) و ...، مرتب كنيد. براي اين كار مي‌توانيد پايان كار را در نظر مجسم كنيد و از آخر به اول بياييد.

روي كاغذ فكر كنيد! هميشه از روي ليست كار كنيد. به اين ترتيب حتي خودتان هم متعجب خواهيد شد كه چقدر كارايي‌تان بيشتر شده است و چقدر راحت‌تر مي‌توانيد قورباغه خود را قورت بدهيد.

برای هر روز از قبل برنامه‌ریزی کنید

برنامه‌هایتان را روی کاغذ بیاورید. به ازای هر دقیقه‌ای که صرف برنامه‌ریزی می‌کنید، به هنگام اجرای آن پنج یا شش دقیقه در وقت خود صرفه‌جویی خواهید کرد.

cd

 

قورباغه را قورت بده (3)

همين امروز ليستي از تمامي هدف‌ها، پروژه‌ها و مسئوليت‌هاي خود تهيه كنيد. كداميك از آنها جزء 10 تا 20 درصد از كارهايي هستند كه 80  يا 90 درصد از نتايج مورد نظر ما را به بار مي‌آورند يا مي‌توانند به بار آورند؟ از همين امروز قاطعانه تصميم بگيريد كه وقت بيشتري را صرف فعاليت‌هاي معدودي بكنيد كه مي‌توانند در زندگي شما تحول واقعي ايجاد كنند و وقت كمتري را صرف فعاليت‌هاي كم اهميت‌تر بكنيد.

قانون 20/80 را در همه امور به‌کار بگیرید

80 درصد از دستاوردهایتان نتیجه 20
درصد از فعالیت شماست. همواره تلاش خود را روی این 20 درصد متمرکز کنید.

cd

 

قورباغه را قورت بده (4)

به‌طور منظم ليست كارها، فعاليت‌ها و پروژه‌هاي خود را مرور كنيد. مرتباً از خودتان بپرسيد: « كدام پروژه يا فعاليت است كه اگر آن را به بهترين نحو و با يك روش زمان‌بندي شده به انجام برسانم بيشـترين تأثير مثبت را بر زندگي من خواهد گذاشت؟ »

آنچه را كه مي‌تواند بيشترين كمك را به شما بكند، هر چه كه باشد، به عنوان هدف خود در نظر بگيريد، براي دست‌يابي به آن برنامه‌ريزي كنيد و بلافاصله روي برنامه‌ی خود شروع به كار كنيد. اين كلمات فوق‌العاده گوته را به خاطر بسپاريد: « اگر كار را شروع كنيد ذهن شما گرم مي‌شود و اگر ادامه دهيد كار به انجام مي‌رسد. »

پیامد کارها را در نظر داشته باشید

مهمترین و ضروریترین کارهای شما آنهایی هستند که میتوانند بیشترین تأثیر را چه مثبت و چه منفی روی کار و زندگی شما بگذارند. به جای تمرکز روی سایر کارها، تمام توجهتان را معطوف به این نوع کارها کنید.

 

cd

 

 

هنر در عهد اشكانيان

از هنر اين دوره اطلاعات زيادي در دست نيست و آثار مكشوفه به دليل در دسترس نبودن معيارهاي معتبر تاريخ گذاري، كمتر راهگشا هستند با اين حال اندك آثار موجود ، حاكي از رهايي تدريجي هنر اين دوره از تأثير هنرهاي يوناني و رومي است. در دوره ي اشكانيان هنر ايران تا حدودي ملهم و متأثر از سنت هاي پيشين خود بود. با اين حال اين هنر كاملاً ايراني به شمار مي رفت و اگر چه از نظر تكنيك و موضوع تا حدي دچار انحطاط شده بود ولي صبغه ي ملي خود را حفظ كرده بود. هنرمندان اين عهد به اقتضاي زمان، كم كم آثار هنر يوناني را كه محصول حكومت اسكندر و جانشينان او بود از خاطره ها زدودند و هنري نو و ايراني به وجود آوردند. از
جلوه هاي مهم هنري اين عهد ، هنر گچبري را مي توان نام برد كه رواج بسياري داشت و نقوش آن تلفيقي از سبك يوناني و هخامنشي است. بهترين آثار هنري گچبري اين عهد بر روي ديوارهاي مكشوف در آشور، اوروك (در عراق) و كوچه خواجه (در سيستان) يافت شده است. رونق هنر گچبري بيشتر به سبب وفور گچ معدني و سهولت كار با آن بوده كه رغبت بيشتري در استفاده از اين روش تزئيني را سبب مي گشته است. در آن روزگار ملاط گچ به سهولت بر ديوار كشيده مي شد و به سرعت خود را مي گرفت و سفت مي شد لذا هنرمندان اشكاني به سرعت و سهولت مي توانستند سطح وسيعي را با نقش و نگاره هاي زنجيره اي بپوشانند. رواج اين نوع نقوش تكرار شونده را برخي مرتبط با نقوش مشابهي مي دانند كه در
 بافته هاي ايلياتي پارتيان چادر نشين مشاهده مي شود.

در دوره ي اشكاني صنايع دستي نيز ترقي كرد و اين خود عامل مهمي در تجارت و بازرگاني با بنادر سوريه و فينيقيه بود. يكي از عمده ترين كالاهاي صادراتي زمان اشكانيان، بافته هاي پارچه اي بود كه به نقش ها و تصاوير مقتبس از نقوش اساطير ايراني و يوناني مزين بود. برخي از اين پارچه ها نيز با پولك هاي نقره و نخهاي زري و نقوش زرين تزئين مي شد.

حجّـاري ها و مجسمه هاي كوچكي كه از گل ِ پخته  شكل گرفته اند و مجسمه هاي مفرغي كه از جنس عاج و به نحو ناشيانه و زمخت ساخته شده اند، نمونه هايي از آثار اين دوره محسوب مي گردند. كوزه هاي سفالين عهد اشكاني عمدتاً داراي نقش هايي بوده اند و انواع ساده و رنگي آنها داراي اهميت هنري چنداني نمي باشند.هنر چهره پردازي اشكانيان نيز نوعي شيوه واقع نمايي را اختيار كرده و تضاد با شيوه ي آرماني يونانيان به ويژه در مسكوكات اين دوره مشهود است. به گونه اي كه در نقش روي سكه هاي اين دوره حتي به جزئيات ناچيز هم توجه شده است .   

هنر اشكاني ، پرتو افكن تمدن هاي همجوار خود نيز گشت و بر اقوام بدوي همسايه خود ، تا دشت هاي روسيه جنوبي و حتي چين تاثير گذاشت. اشكانيان به نوبه ي خود از هنر اين اقوام الهام گرفتند و شيوه ي جواهر سازي رنگارنگ و پر زرق و برق از آن زمان در ايران رايج گشت. در مجموع بايد گفت با وجود شاخصه هاي هنري مزبور به دليل آنكه سلاطين اشكاني و اطرافيان آنها توجه زيادي به امور هنري نداشتند در مدت طولاني حكومت آنان هنر ايران به پيشرفت قابل ملاحظه اي دست نيافت. آثار برجاي مانده نيز نشان مي دهد كه هنرمندان پارتي چندان در فكر ابداع و نوآوري نبودند و بيشتر به ظواهر امور علاقه نشان مي دادند. با اين حال هنر پارتي راه خود را به سوي آينده گشود و موفق شد آنچه را كه ميراث اجدادي و ملي خود محسوب مي شد احيا و به قرون بعد رهسپار سازد.

نخستین شاعر پارسی گوی

ابوالفضل رحمانی

روایاتی که در باب نخستین شاعر، یا نخستین شاعران پارسی گوی داریم، مختلف و غالبا باور نکردنی است. قدیمی ترین اشاره ای که در این باب داریم آن است که در تاریخ سیستان آمده است. اگر به تاریخ سیستان استناد کنیم، اولین شعر پارسی دری  مکتوب موجود را یکی از گویندگان و مترسلان دربار یعقوب لیث صفاری بنام محمدبن وصیف سگزی ساخت که ابیاتی مشهور است و بدین بیت آغاز می شود :

ای امیری که امیران جهان خاص و عام

                        بنده و چاکر و مولای و سگ بند و غلام

اما بجز این نخستین شعر موجود پارسی دری که به تقلید از قصاید و اشعار عربی ساخته شده باشد ، منسوب است به منتصف قرن سوم هجری ، و اشعار دو شاعر دیگر دربار یعقوب بنام بسام کورد سیستانی و محمد بن مخلد سیستانی هم که در تاریخ سیستان مقارن همین زمان یعنی بعد از سال 251و اواسط قرن سوم باشد .فراموش نکنیم که در پاره ای از مآخذ فارسی کسان دیگری بعنوان اولین شاعر پارسی گوی ذکر شده اند که روایت های

مربوط به آنها یا به کلی مجعول و یا مخدوش است و اینان عبارتند از: بهرام گور ،ابوحفص حکیم ابن احوص سغدی سمرقندی ، ابوالعباس حنوذ المروزی .

مطلب دیگر ی که ذکر آن در اینجا لازم است آنکه در تذکره ها و کتب ادب نام چند شاعر پارسی گوی آمده است که زمان هیچیک از آنها از نیمه ی اول قرن سوم هجری به بالا نمی رود و غالبا در در اواسط قرن سوم هجری و یا نیمه ی دوم آن قرن می زیسته اند که عبارتند از :

حنظله ی باد غیسی: که او را معاصر آل طاهر شمرده اند و این ابیات از او نقل شده است :

مهتری گر به کام شیر در است

                                  شو خطر کن ، ز کان شیر بجوی

یا  برزگی و  عز و نعمت  و جاه

                                   یا  چو مردانت  مرگ  رویاروی

محمود وراق هروی: که او را نیز از معاصران عهد طاهریان شمرده اندو وفاتش را به سال 221نوشته اند و این ابیات از او نقل شده است:

نگا رینا بنقد  جانت  ندهم       

                            گرانی  در بها  ارزانت  ندهم

  گرفتستم بجان دامان وصلت

                                 نهم جان از کف و دامانت ندهم

فیروز مشرقی: از معاصران عمروبن لیث صفاری بوده و وفاتش را به سال 283هجری نوشته اند  و این ابیات از او نقل شده است :

مرغیست خدنگ، ای عجب دیدی

                            مرغی که شکار او همی جانا

داده پر خویش کرکسش  هدیه

                                 تا نه  بچه اش  برد به مهمانا

ابوسلیک گرگانی: از معاصران عمروبن لیث بوده و این ابیات از او نقل شده :

خون خود را گر بریزی بر زمین

                                     به که آب روی ریزی  بر کنار

بت پرستنده به از مردم پرست

                                      پند گیر و کار بند و گوش دار

همکارن محترم و دانش آموزان عزیز جهت اطلاع بیشتر

می توانند به کتاب تاریخ ادبیات ایران نوشته ی دکتر ذبیح الله صفا مراجعه کنند.

شبکه ی آخر

شب بود و موقع خواب، آسمان پر از ستاره های چشمک زن بود و من تنها در خانه. همیشه تنها در خانه بودن را دوست داشتم. بابا و مامان رفته بودند عروسی یکی از قوم و خویش ها و من می دونستم که تا دیر وقت سر و کله شان پیدا نمی شود.

هوس کردم که یک چیزی بخورم و یک چیزی ببینم. چیزی که جگرم را حال بیاورد. خوردنی که چیزی پیدا نکردم جز یک تکه نان بربری. نان را سق زدم و با یک بالش و پتو دراز کشیدم جلوی تلویزیون. دستگاه کنترل را برداشتم و روشنش کردم . شبکه ی یک بود.

مثل همیشه؛

خبر بود و خبر بود و خبر بود / خبر از جنگ و از کشتار و شر بود

خبر از کودتایی ناموفق / خبر از ائتلاف زور و زر بود

فایده نداشت، از خیر این شبکه گذشتم و زدم شبکه ی دو، زکی!:

گزارش بود از اعدام یک مرد / پر از بدبختی و مرگ و پر از درد

عیال و بچه اش را کشته بود او / نمی دانم چرا پس گریه می کرد؟!

تحمل دیدن این یکی را هم نداشتم. مثل راننده های حرفه ای زدم دنده سه، شبکه ی نسل جوان و ورزش! یا به عبارت دیگر شبکه ی فوتبال!:

دلم خوش بود بر دروازه و توپ / ولی یک مرتبه شد جنگ و پیکار

چماق و سنگ و چوب پرتاب می شد / شدم از هر چه فوتبال است، بیزار!

عطای آن شبکه را هم به لقایش بخشیدم. مثل این بود که همه اش باید دعوا می دیدیم. یک کانال رفتم بالاتر تا رسیدم به شبکه ی علم و دانش، یعنی شبکه ی چهار:

یه گرگ بود و یه بره / هر دو میان دره

گرگه درید بره را / شد بره ذره ذره

چه خبر بود؟ حالم به هم خورد. با کج خلقی زدم پخش پنج. سینمایی داشت:

بازم فیلم تکراری، عجب اوضاع زاری / یک دزد بی مروت، یک قاتل فراری!

با هفت هشت تا گلوله، هزار تا مرد را کشت / بعدش با نامزد خود، رفتش قایق سواری!

ترس برم داشت. تنها در خانه و این برنامه ها ترس هم داشت. جعبه ی جادویی را خاموش کردم و زدم شبکه ی آخر، یعنی شبکه ی خروپف! هیچ چیز بهتر از خواب نبود.